قالب وبلاگ


بوم شناسی
بوم شناسی علم مطالعه روابط موجودات زنده با همدیگر و همچنین محیط آنهاست 
نويسندگان
اين مفهوم که ديواره سلول در حال رشد به منظور توسعه سطح خود بايد شل شود، از ملاحضات بيوفيزيک، بيوشيميايي و فيزيولوژيک ناشي مي شود. سلول در حال رشد مانند شبکه اي از ميکروفيبريل هاي سلولزي بسط ناپذير که به صورت جانبي از طريق ماتريکسي مرکب از پلي ساکاريدهاي انعطاف پذير به هم متصل مي شوند. در مدل هاي کنوني، همي سلولزهاي به هم بافته شده ديواره نظير گزيلوگلوکان، سطح سلولز را پوشانده و به طور مستقيم ميکروفيبريل ها را به هم متصل مي کند. چنين پل هاي عرضي به صورت ميکروسکوپي مشاهده شده اند اما آيا اين پل هاي عرضي به اندازه کافي جهت کمک به استحکام وجود دارند يا نه، مشخص نيست. يک مدل جايگزين که با اطلاعات تجربي سازگار است، نشان مي دهد که ميکروفيبريل ها توسط همي سلولزها پوشيده شده و در لايه هاي اضافي پلي مرهاي ماتريکس بدون پل هاي ميکروفيبريل- ميکروفيبريل، فرورفته است. در اين مدل، تا اندازه زيادي استحکام ديواره به تعداد زيادي پيوندهاي غيرکوالان که به طور جانبي با پلي مرهاي ماتريکس همرديف شده، بستگي دارد. صرف نظر از اينکه تصوير ديواره به اين واقعيت (مدل) نزديک است، شبکه ميکروفيبريل/ماتريکس به اندازه کافي قوي است که در برابر نيروهاي کششي زياد حاصله در خارج ديواره (هنگامي که در برابر نيروهاي خارجي يعني فشار تورگر) مقاومت کند. بزرگ شدن ديواره به پراکنده شدن کنترل شده شبکه سلولز/ماتريکس نياز دارد. به عنوان يک ماده ويسکوالاستيک، ديواره سلولي توسعه و ويژگي هاي حاصله را به ارث مي برد که اين ويژگي ها از ساختمان پايه اي ديواره سلولي ناشي مي شود و بلاش هايي انجام شده که تا ويژگي توسعه ديواره را کاملا به مواد ويسکوالاستيک آن نسبت دهند. در هر حال، ويسکوالاستيسيته ديواره به تنهايي مسئول رفتار و ويژگي توسعه ديواره در حال رشد نيست. مثلا ديواره هاي جدا شده به گونه اي تيمار شده که آنزيم هاي ديواره غيرفعال شود و هنگامي که تحت کشش قرار مي گيرد، به طور موقت توسعه يابد. در نگاه و تخمين اول، ديواره غيرفعال شده مانند يک جسم جامد ويسکوالاستيک عمل مي کند. برعکس، ديواره سلول هاي در حال رشد، يک خزش بلند مدت-يکنواخت (نوعي توسعه برگشت ناپذير) نشان داده و اين خزش ممکن است در ديواره هاي جدا شده تا هنگامي که پروتئين هاي همراه آنها غيرفعال نشده، ديده مي شود. بنابراين، به نظر مي رسد که فرايند شل شدن با واسطه پروتئين (شايد در ترکيب با مجموعه اي از پلي مرهاي تازه ساخته شده)، براي کاتاليز و حمايت از هر چيزي فراتر از توسعه محدود ويسکوالاستيک ديواره لازم باشد.

موضوعات مرتبط: دانشگاه، فیزیولوژِی گیاهی، ،
برچسب‌ها:
[ سه شنبه 20 آبان 1393برچسب:مفهوم شل شدن ديواره, ] [ 1:28 ] [ حمیدرضا قاسمی ]

از تمام گروههای موجودات زنده،حشرات بیشترین تعداد گونه شناخته شده دارند. (بیش از 5 10*5/7) حشرات به روشهای متنوعی بر فعالیتهای انسان اثرمنفی می گذارند.آنها باعث خسارات سنگین به غلات می شوند،آنها به عنوان ناقلهای بیماری های انسانی عمل می کنند. در طول دهه 1940 تعدادی از حشره کشهای شیمیایی به عنوان یک وسیله ی کنترل کننده ازدیاد جمعیتهای حشرات موذی ایجاد شدند.یکی از اینها هیدروکربنهای D.D.T کلرینه شده(دی کلرو دی فنیل تری کلرواتان)است که به طورعمده دردهه1870 ساخته شد، اماتا دهه 1930 به عنوان حشره کش شناخته نشد.به شکل استثنایی D.D.T در کنترل وکشتن گونه های زیادی از آفات سودمند واقع شد. هیدرو کربنهای کلرینه شده مثل D.D.T به سیستم عصبی و بافتهای عضلانی حشرات حمله می برد.دیگرهیدروکربنهای کلرینه شده مثل دیلدرین،آلدرین،کلوردان، لیندان و توگزوفن در یک مقیاس وسیع سنتز و استفاده شده است.
گروه دیگر از حشره کشهای شیمیایی ارگانوفسفاتها نامیده شده وشامل مالاتیون،پاراتیون ودیازیون است.نسل اول ارگانوفسفاتها توسط بنیانگذاران جنگ شیمیایی ایجاد شد. حالا آنها برای کنترل جمعیت حشرات از طریق ممانعت از آنزیم استیل کوانزیم استراز که ناقل عصبی استیل کولین را هیدرولیز می کند،عمل می کند. این مواد نورونهای حرکتی و نورونها را درمغز حشرات به هم می زنند.
در آغاز دهه 1960 بیش از صد میلیون آکر از اراضی کشاورزی ایالات متحده امریکا به صورت سالانه با حشره کشهای شیمیایی تیمارمی شدند. در آن زمان محققان فهمیدند که حشره کشهای هیدروکربنی کلرینه شده(درمقیاس وسیع)وحشره کشهای ارگانو فسفات(در مقیاس کوچکتر)اثرات جانبی مهم وفوری واثرات غیر مستقیم بلند مدت بر جانوران،اکوسیستمها وانسانها دارند.هیدروکربنهای کلرینه مثل D.D.T مشخص شد که به مدت 20-15 سا ل درمحیط باقی مانده و درغلظتهای بالا از طریق زنجیره های غذایی جمع می شوند. این تجمع زیستی در بافتهای چربی،اثر زیستی قابل توجهی بر تعداد زیادی از میکروارگانیسمها دارد. مثلا در امریکی شمالی تعداد زیادی از گونه های پرندگان شامل پلیکانهای قهوه ای،BaldEgales،Sparrowhawks،Peregrine Falcons،Double-Crestedcormorants،کم جمعیت شدند(نابود شدند).
در طول دهه1950 جمعیت حشرات هدف(مورد نظر)به میزان زیادی به تیماربا تعداد زیادی حشره کش شیمیایی مقاوم شد به طوریکه بایدحشره کشهایی با غلظتهای بالاتربرای کنترل گونه های آفات به کار می رفت. بعلاوه حشره کشهای شیمیایی پیدا شدند که فاقداثردقیق(ویژه)بودند،در نتیجه حشرات مفید هنگام استفاده همراه با آنهایی که آفت به نظرمی رسیدند کشته می شدند. در واقع در برخی موارد دشمنان طبیعی گونه های آفتی کشته می شدند تا موجودات مورد نظر(گونه های آفتی حشرات)، درنتیجه تیمار با حشره کش به افزایش حشرات آفتی پس از استفاده از حشره کش منجر شد.
ارائه ی تمام زیانهای حاصله در اثر استفاده از حشره کشهای شیمیایی، راه های جایگزین (الترناتیو)کنترل حشرات مضر بیش از بیست سا ل گذشته بررسی(جستجو)شده است.استفاده از حشره کشها به طور طبیعی توسط هر میکروارگانیسم یا هر گیاهی تولید می شود،یک گزینه آشکار است. یک جنبه مثبت این ترکیبات،معمولا خیلی تخصصی بودن برای گونه حشره هدف، تجزیه پذیری زیستی،کاهش سرعت انتخاب به مقاومت است.اما جنبه منفی،توانایی کم وهزینه بالای استفاده از آنها را برای کاربردهای متنوع محدود می کند. این جنبه های منفی(نقطه ضعفها)ممکن است با فنون نوترکیبی DNA برطرف شود. امروزه محققان می توانندژنهایی که عوامل پاتوژنیک حشرات جهت افزایش کارایی حشره کشهای میکروبی راکد می کنند،دستکاری کنند. خصوصا فعالیتهای حشره کشی Bacillus thuringiensis و سیستمهای Bacculovirouses حشره ای به نظر می رسد بی خطر،ویژه وسودمند باشد. بازار جهانی برای حشره کشها بسیار بزرگ وفراوان است: حالا 20 بیلیون در سا ل وبه سرعت اقزایش می یابد. گرچه حشره کشهای زیستی،غالبا B.thuringinsis ،یک درصد از این مجموعه را تشکیل می دهد،انتظار می رود بیشترین رشد در این رشته درآینده شامل حشره کشهای زیستی شود.


موضوعات مرتبط: دانشگاه، اکولوژی، ،
برچسب‌ها:
[ جمعه 2 آبان 1393برچسب:حشره کش های میکروبی , ] [ 12:56 ] [ حمیدرضا قاسمی ]

این جگن درباتلاقها و مردابهای سواحل آتلانتیک وجود دارد. اما فقط درمردابهای درون قاره ای وجود دارد نه در باتلاقهای درون قاره ای. من به صورت تجربی پنج فرضیه ایکه این الگورا توضیح می دهد امتحان کردم. نشاهای متقابل ایجاد شدند,تفاوتی بین دو جمعیت مشاهده نشد. این نشان می دهد که اکوتیپ خاص باتلاق وجود ندارد. درعوض رشد و تولید مثل این جگن به اکثر شرایطی که گیاهان درآن رشد کرده اند,بستگی دارد.گیاهانی که از جمعیتهای مختلف مطالعه شدند,می توانستند سیکل زندگی خود رادر باتلاقهای ساحلی,مردابهای ساحلی ومردابهای درون قاره ای کامل کنند,اما نمی توانستند چرخه ی زندگی خود رادرباتلاقهای درون قاره ای کامل کنند. آزمایشات گلخانه ای نشان دادندکه اسیدیته و قلیاییت اثر معنی داری دررشد و جوانه زنی نداشت. مواد غذایی و سطح آب افزایش یافت. نهالهای جگن درتوربهای باتلاقهای درون خشکی وقتی که سطح آب به طور مصنوعی درسطح خزه نگه داشته شد به میزان زیادی رشد کردند اما وقتی که سطح آب از سطح خزه پایین تر آمد(20سانتی متر یا بیشتر پایین آمد), اغلب آنها مردند. سطح آب درباتلاقهای ساحلی معمولا بالاست. سطح آب رقابت بین خزه اسفاگنوم و نهالهای جگن را تحت تاثیر قرارمی دهد.درشرایط خشک تر باتلاقهای درون قاره ای نهالهای اسفاگنوم سریعتر رشد می کنند. درشرایط مرطوب تر باتلاقهای ساحلی نهالها جگن سریعتر ازاسفاگنوم رشدکردندوهمراه با خزه یافت شدند.

فرضیه ها:
1-فرضیه نول(خنثی): این الگوی توزیع ممکن است مقاومتهای محیطی جگن را منعکس نکند:شاید جگن می توانست درباتلافهای درون قاره ای رشد کند,اما به صورت اتفاقی تمام جمعیتهای جگن درمردابها وجود دارند.
2-فریضیه اینرسی بیولوژیکی: این جگن ممکن است یک معرف خوب برای شرایط مینروتروفیک باشد که نمی تواند چرخه ی زندگی خود رادر باتلاقها که اومبروتروفیک اند کامل کند,اما به صورت نباتی درباتلاقهای ساحلی باقی می ماند همانطور که درمردابها وجوددارد.
3-فریضیه پراکندگی + اکوتیپ :جمعیتها در باتلاقهای ساحلی ممکن است اکوتیپ باشد,به طوریکه از آنهاییکه درمردابها هستند,متفاوتند. مثلا یک اکوتیپ که درتمام باتلاقها می تواند با موفقیت رشد کندوتکثیر یابد,درحاشیه ی شرقی دامنه جگن تکامل یافته و هنوز به طرف غرب مهاجرت نکرده است.
4-فرضیه ی اکوتیپ خاص باتلاقهای ساحلی :ممکن است یک اکوتیپ به طور متناوب تکامل یافته به طوریکه با باتلاقهای ساحلی سازش یافته نه با باتلاقهای درون قاره ای.
5-فرضیه تفاوت بین باتلاقها:
الف- باتلاقهای ساحلی اسیدیته ی کمتری نسبت به باتلاقهای درون قاره ای دارد وسدیم و منیزیم بیشتری برای حاصلخیزی از طریق دریا دریافت می کند.
ب- سطح آب نزدیک به سطح آب مردابها و باتلاقها ساحلی باقی می ماند نه باتلاقهای درون خشکی, مردابها وباتلاقهای ساحلی ترکیب میکروتروفیک مطلوب برای جگن دارد، درحالیکه باتلاقهای درون خشکی فاقد این خصوصیات هستند
ج- شاخص های مینروتروفیک مثل کارکس به خاطر ورودبیشتر مواد معدنی محلول در ته نشستهای اتمسفری ممکن است درباتلاقهای اومبروتروفیک نواحی ساحلی وجود داشته باشد.
د- خشک شدن سطح خزه در باتلاقهای درون قاره ای ممکن است به خروج کارکس از باتلاقها حداقل درحاشیه شرقی دامنه آن,کمک کند.Damman اهمیت موقعیت سطح آب درکنترل الگوهای گیاهی درباتلاقهای اومبروتروفیک را ذکرکرد.


موضوعات مرتبط: اکولوژی، ،
برچسب‌ها:
[ جمعه 2 آبان 1393برچسب:عوامل موثر در پراکندگی جگن exilis carex , ] [ 12:52 ] [ حمیدرضا قاسمی ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 48 صفحه بعد

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کارشناس علوم گیاهی، کارشناس ارشد بوم شناسی گیاهی و دانشجوی دکتری فیزیولوژی گیاهی دانشگاه اصفهان
آرشيو مطالب
مهر 1393
مرداد 1393 خرداد 1393 ارديبهشت 1393 بهمن 1392 دی 1392 مهر 1392 شهريور 1392 تير 1392 خرداد 1392 ارديبهشت 1392 فروردين 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 شهريور 1391 مرداد 1391 تير 1391 خرداد 1391 فروردين 1391
امکانات سایت

   آی پی رایانه شما :

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 187
بازدید هفته : 965
بازدید ماه : 7699
بازدید کل : 232227
تعداد مطالب : 142
تعداد نظرات : 10
تعداد آنلاین : 1