قالب وبلاگ


بوم شناسی
بوم شناسی علم مطالعه روابط موجودات زنده با همدیگر و همچنین محیط آنهاست 
نويسندگان

از تمام گروههای موجودات زنده،حشرات بیشترین تعداد گونه شناخته شده دارند. (بیش از 5 10*5/7) حشرات به روشهای متنوعی بر فعالیتهای انسان اثرمنفی می گذارند.آنها باعث خسارات سنگین به غلات می شوند،آنها به عنوان ناقلهای بیماری های انسانی عمل می کنند. در طول دهه 1940 تعدادی از حشره کشهای شیمیایی به عنوان یک وسیله ی کنترل کننده ازدیاد جمعیتهای حشرات موذی ایجاد شدند.یکی از اینها هیدروکربنهای D.D.T کلرینه شده(دی کلرو دی فنیل تری کلرواتان)است که به طورعمده دردهه1870 ساخته شد، اماتا دهه 1930 به عنوان حشره کش شناخته نشد.به شکل استثنایی D.D.T در کنترل وکشتن گونه های زیادی از آفات سودمند واقع شد. هیدرو کربنهای کلرینه شده مثل D.D.T به سیستم عصبی و بافتهای عضلانی حشرات حمله می برد.دیگرهیدروکربنهای کلرینه شده مثل دیلدرین،آلدرین،کلوردان، لیندان و توگزوفن در یک مقیاس وسیع سنتز و استفاده شده است.
گروه دیگر از حشره کشهای شیمیایی ارگانوفسفاتها نامیده شده وشامل مالاتیون،پاراتیون ودیازیون است.نسل اول ارگانوفسفاتها توسط بنیانگذاران جنگ شیمیایی ایجاد شد. حالا آنها برای کنترل جمعیت حشرات از طریق ممانعت از آنزیم استیل کوانزیم استراز که ناقل عصبی استیل کولین را هیدرولیز می کند،عمل می کند. این مواد نورونهای حرکتی و نورونها را درمغز حشرات به هم می زنند.
در آغاز دهه 1960 بیش از صد میلیون آکر از اراضی کشاورزی ایالات متحده امریکا به صورت سالانه با حشره کشهای شیمیایی تیمارمی شدند. در آن زمان محققان فهمیدند که حشره کشهای هیدروکربنی کلرینه شده(درمقیاس وسیع)وحشره کشهای ارگانو فسفات(در مقیاس کوچکتر)اثرات جانبی مهم وفوری واثرات غیر مستقیم بلند مدت بر جانوران،اکوسیستمها وانسانها دارند.هیدروکربنهای کلرینه مثل D.D.T مشخص شد که به مدت 20-15 سا ل درمحیط باقی مانده و درغلظتهای بالا از طریق زنجیره های غذایی جمع می شوند. این تجمع زیستی در بافتهای چربی،اثر زیستی قابل توجهی بر تعداد زیادی از میکروارگانیسمها دارد. مثلا در امریکی شمالی تعداد زیادی از گونه های پرندگان شامل پلیکانهای قهوه ای،BaldEgales،Sparrowhawks،Peregrine Falcons،Double-Crestedcormorants،کم جمعیت شدند(نابود شدند).
در طول دهه1950 جمعیت حشرات هدف(مورد نظر)به میزان زیادی به تیماربا تعداد زیادی حشره کش شیمیایی مقاوم شد به طوریکه بایدحشره کشهایی با غلظتهای بالاتربرای کنترل گونه های آفات به کار می رفت. بعلاوه حشره کشهای شیمیایی پیدا شدند که فاقداثردقیق(ویژه)بودند،در نتیجه حشرات مفید هنگام استفاده همراه با آنهایی که آفت به نظرمی رسیدند کشته می شدند. در واقع در برخی موارد دشمنان طبیعی گونه های آفتی کشته می شدند تا موجودات مورد نظر(گونه های آفتی حشرات)، درنتیجه تیمار با حشره کش به افزایش حشرات آفتی پس از استفاده از حشره کش منجر شد.
ارائه ی تمام زیانهای حاصله در اثر استفاده از حشره کشهای شیمیایی، راه های جایگزین (الترناتیو)کنترل حشرات مضر بیش از بیست سا ل گذشته بررسی(جستجو)شده است.استفاده از حشره کشها به طور طبیعی توسط هر میکروارگانیسم یا هر گیاهی تولید می شود،یک گزینه آشکار است. یک جنبه مثبت این ترکیبات،معمولا خیلی تخصصی بودن برای گونه حشره هدف، تجزیه پذیری زیستی،کاهش سرعت انتخاب به مقاومت است.اما جنبه منفی،توانایی کم وهزینه بالای استفاده از آنها را برای کاربردهای متنوع محدود می کند. این جنبه های منفی(نقطه ضعفها)ممکن است با فنون نوترکیبی DNA برطرف شود. امروزه محققان می توانندژنهایی که عوامل پاتوژنیک حشرات جهت افزایش کارایی حشره کشهای میکروبی راکد می کنند،دستکاری کنند. خصوصا فعالیتهای حشره کشی Bacillus thuringiensis و سیستمهای Bacculovirouses حشره ای به نظر می رسد بی خطر،ویژه وسودمند باشد. بازار جهانی برای حشره کشها بسیار بزرگ وفراوان است: حالا 20 بیلیون در سا ل وبه سرعت اقزایش می یابد. گرچه حشره کشهای زیستی،غالبا B.thuringinsis ،یک درصد از این مجموعه را تشکیل می دهد،انتظار می رود بیشترین رشد در این رشته درآینده شامل حشره کشهای زیستی شود.


موضوعات مرتبط: دانشگاه، اکولوژی، ،
برچسب‌ها:
[ جمعه 2 آبان 1393برچسب:حشره کش های میکروبی , ] [ 12:56 ] [ حمیدرضا قاسمی ]

این جگن درباتلاقها و مردابهای سواحل آتلانتیک وجود دارد. اما فقط درمردابهای درون قاره ای وجود دارد نه در باتلاقهای درون قاره ای. من به صورت تجربی پنج فرضیه ایکه این الگورا توضیح می دهد امتحان کردم. نشاهای متقابل ایجاد شدند,تفاوتی بین دو جمعیت مشاهده نشد. این نشان می دهد که اکوتیپ خاص باتلاق وجود ندارد. درعوض رشد و تولید مثل این جگن به اکثر شرایطی که گیاهان درآن رشد کرده اند,بستگی دارد.گیاهانی که از جمعیتهای مختلف مطالعه شدند,می توانستند سیکل زندگی خود رادر باتلاقهای ساحلی,مردابهای ساحلی ومردابهای درون قاره ای کامل کنند,اما نمی توانستند چرخه ی زندگی خود رادرباتلاقهای درون قاره ای کامل کنند. آزمایشات گلخانه ای نشان دادندکه اسیدیته و قلیاییت اثر معنی داری دررشد و جوانه زنی نداشت. مواد غذایی و سطح آب افزایش یافت. نهالهای جگن درتوربهای باتلاقهای درون خشکی وقتی که سطح آب به طور مصنوعی درسطح خزه نگه داشته شد به میزان زیادی رشد کردند اما وقتی که سطح آب از سطح خزه پایین تر آمد(20سانتی متر یا بیشتر پایین آمد), اغلب آنها مردند. سطح آب درباتلاقهای ساحلی معمولا بالاست. سطح آب رقابت بین خزه اسفاگنوم و نهالهای جگن را تحت تاثیر قرارمی دهد.درشرایط خشک تر باتلاقهای درون قاره ای نهالهای اسفاگنوم سریعتر رشد می کنند. درشرایط مرطوب تر باتلاقهای ساحلی نهالها جگن سریعتر ازاسفاگنوم رشدکردندوهمراه با خزه یافت شدند.

فرضیه ها:
1-فرضیه نول(خنثی): این الگوی توزیع ممکن است مقاومتهای محیطی جگن را منعکس نکند:شاید جگن می توانست درباتلافهای درون قاره ای رشد کند,اما به صورت اتفاقی تمام جمعیتهای جگن درمردابها وجود دارند.
2-فریضیه اینرسی بیولوژیکی: این جگن ممکن است یک معرف خوب برای شرایط مینروتروفیک باشد که نمی تواند چرخه ی زندگی خود رادر باتلاقها که اومبروتروفیک اند کامل کند,اما به صورت نباتی درباتلاقهای ساحلی باقی می ماند همانطور که درمردابها وجوددارد.
3-فریضیه پراکندگی + اکوتیپ :جمعیتها در باتلاقهای ساحلی ممکن است اکوتیپ باشد,به طوریکه از آنهاییکه درمردابها هستند,متفاوتند. مثلا یک اکوتیپ که درتمام باتلاقها می تواند با موفقیت رشد کندوتکثیر یابد,درحاشیه ی شرقی دامنه جگن تکامل یافته و هنوز به طرف غرب مهاجرت نکرده است.
4-فرضیه ی اکوتیپ خاص باتلاقهای ساحلی :ممکن است یک اکوتیپ به طور متناوب تکامل یافته به طوریکه با باتلاقهای ساحلی سازش یافته نه با باتلاقهای درون قاره ای.
5-فرضیه تفاوت بین باتلاقها:
الف- باتلاقهای ساحلی اسیدیته ی کمتری نسبت به باتلاقهای درون قاره ای دارد وسدیم و منیزیم بیشتری برای حاصلخیزی از طریق دریا دریافت می کند.
ب- سطح آب نزدیک به سطح آب مردابها و باتلاقها ساحلی باقی می ماند نه باتلاقهای درون خشکی, مردابها وباتلاقهای ساحلی ترکیب میکروتروفیک مطلوب برای جگن دارد، درحالیکه باتلاقهای درون خشکی فاقد این خصوصیات هستند
ج- شاخص های مینروتروفیک مثل کارکس به خاطر ورودبیشتر مواد معدنی محلول در ته نشستهای اتمسفری ممکن است درباتلاقهای اومبروتروفیک نواحی ساحلی وجود داشته باشد.
د- خشک شدن سطح خزه در باتلاقهای درون قاره ای ممکن است به خروج کارکس از باتلاقها حداقل درحاشیه شرقی دامنه آن,کمک کند.Damman اهمیت موقعیت سطح آب درکنترل الگوهای گیاهی درباتلاقهای اومبروتروفیک را ذکرکرد.


موضوعات مرتبط: اکولوژی، ،
برچسب‌ها:
[ جمعه 2 آبان 1393برچسب:عوامل موثر در پراکندگی جگن exilis carex , ] [ 12:52 ] [ حمیدرضا قاسمی ]

علف گوش موشی یک گونه وحشی است که در تمام دنیا (بیشتر در نیمکره شمالی) پراکنده شده است. اندازه کوچک آن، سهولت در تغییر شکل، تغییرات ژنتیکی طبیعی زیاد و تعداد زیاد ابزارهای ژنتیکی و مولکولی از این گونه مدلی برای تحلیل های ژنتیکی و مولکولی ساخته است. همچنین اطلاعات حاصل از این گیاه باعث شده که به صورت موفقیت آمیزی برای گونه های غلات به کار رود.

تعیین توالی ژنوم علف گوش موشی عدم وجود مسیر ODC در این گونه گیاهی را آشکار کرد. جالب است که ژن های رمز کننده ODC در ژنوم آرابیدوسپیس لایراتا جدِ علف گوش موشی وجود ندارد و این پیشنهاد می کند که فقدان مسیر ODC قبل از جدایی نسل های تالیانا و لایراتا رخ داده است. ژن های AIH و CPA در علف گوش موشی به صورت یک نسخه منفرد وجود دارند. جهش در AIH یا CPA که فعالیت های آنزیمی آن ها را مختل می کند، به مرگ جنین منجر می شود و این مدرکی برای حفظ یک مقدار حداقلی پلی آمین ها جهت بقای گیاه است. علی رغم اینکه ژن های AIH یا CPAبه صورت یک کپی منفرد وجود دارند، ژن های به رمز درآورنده ی ADC و SPDS به صورت دو نسخه ای وجود دارند. یافتن دو نسخه از یک ژن در علف گوش موشی به دلیل دو برابر شدن های وسیع ژنوم در این گونه رایج است. پارالوگ های ژنی مختلف ممکن است از عناصر سیس مختلفی در راه انداز خود که پاسخ های رونویسی مختلفی تحت تنش فراهم می کنند، تکامل یافته باشد. این مسئله در مورد 1ADC و 2ADC صحت دارد. علی رغم اینکه بیان ژن 1ADC به میزان زیادی در پاسخ به سرما فراتنظیم[1] می شود، 2ADC مسئول پاسخگویی به خشکی، تنش اکسیداسیون، شوری و تنش های زیستی است. علاوه بر این، میزان mRNA ی ADC2 تحت شرایط تنش خیلی کمتر از 1ADC است که بیان ساختمانی تری دارد. همچنین SPDS توسط دو ژن یعنی 1SPDS و 2SPDS به رمز در می آید در صورتی که فقط یک ژن برای رمز کردن SPMS یافت شده است. قبل از شناسایی عملکرد آن، ژن 5ACL به عنوان یک اسپرمین سینتاز به حساب می آید. این ژن در صفحه جهش یافته هایی یافت می شود که اندازه ساقه آن ها کاهش یافته است. با این حال، جهش یافته های 5acl کاهش واضحی در میزان اسپرمین نشان نمی دهند. در سال های اخیر مشخص شده است که 5ACL آنزیم اسپرمین سینتاز را به رمز در نمی آورد بلکه آنزیم ترمواسپرمین سینتاز را رمز می کند و این مدرکی است که نشان می دهد بیوسنتز اسپرمین به یک ژن منفرد ( SPMS) وابسته است. در حالی که تخلیه پوترسین و اسپرمیدین در علف گوش موشی به کاهش زیستایی (جهش یافته ی smps/5acl هنوز زیستاست) منجر می شود. بنابراین، این مدرکی است برای اینکه اسپرمین و تی اسپرمین برای بقای سلول الزامی نیست. با این وجود، موتان های smps/5acl به شرایط تنش حساس تر هستند. اگر این از اثرات چندگانه (پلیوتروپیک) جهش 5acl ناشی شود، این موضوع جهت شفاف سازی باقی خواهد ماند.

به منظور یک زهکشی متابولیک کارآمد، برخی مسیرهای آنزیمی در مجموعه های درشت مولکولی که متابولوم ها نامیده می شوند، مونتاژ و سرهم می شوند. در سال های اخیر گروه ما گزارش کرده است که اولین متابولوم در گیاهان SPDS آمینوترانسرازها و SPMS آمینوترانسرازها را دربر می گیرد. گروه ها به کمک تکنیک هیبرید دو مخمر که از یک SPDS به عنوان غذا استفاده می کنند، پروتئین های واکنش دهنده SPDS و SPMS را شناسایی کردند. جالب است که 5ACL با SPDS یا SPMS واکنش و تعاملی نداشت. طی آزمایشات تفکیک ژل عصاره پروتئین سلول گیاهی، مجموعه هایی از پروتئین های SPMS-SPDS همراه با مجموعه هایی با وزن مولکولی بالاتر یافت شده اند که این شرکای مولکولی هنوز شناخته نشده اند. همبستگی بین SDPS و SMPS در گیاه علف گوش موشی یک زهکشی کارآمد پوترسین به اسپرمیدین (چیزهایی که اخیراً در گونه های مختلف مشاهده شده است) فراهم می کند. اگر دیگر اجزا مسیر بیوسنتزی پلی آمین به یک مجموعه درشت مولکولی تعلق داشته باشد (مثل AIH، CPA، ADC، SAMDC)، باید در سطح پروتئومیک مطالعه شود.

گیاه علف گوشی پنج ژن رمز کننده مختص پلی آمین اکسیداز ها دارد. 1PAO و 4PAO واکنشی مشابه با SMO تسریع می کند در حالی که 3PAO در مسیر برگشت عمل می کند و اسپرمین را به اسپرمیدین و اسپرمیدین را به پوترسین تبدیل می کند. رده سوم پروتئین های حوزه پلی امین اکسیداز از خویشاوندان دمتیلاز سیزین- ویژه 1 (1LSD) انسانی هستند که یک حوزه آمین اکسیداز مشابه پلی آمین اکسیدازهای وابسته به FAD دارد. 1LSD به عنوان یک هیستون دمیتلاز عمل می کند که معرف یک تنظیم کننده مهم ساختمان کروماتین و بیان ژن است. آرابیدوسپیس 4 ژن مرتبط با 1LSD دارد و آن هایی که در سرکوب FLC شرکت می کنند، یک تنظیم کننده منفی زمان گلاهی است.

در سال های اخیر برای شناسایی عمل پلی آمین ها در مقاومت به تنش غیر زیستی علایق روزافزونی نشان داده شده است. در بخش های آتی، ما به طور خلاصه خواهیم گفت کدام نشانه و معرف هایی دال بر این هستند که پلی آمین ها مولکول هایی کلیدی در پیام دهی تنش غیر زیستی و حمایت هستند. به دلیل محدودیت فضا ما بر نقش پلی آمین ها در تنش خشکی متمرکز می شویم گرچه آزمایشگاه تحقیقاتی ما به سرما، شوری علاقمند است و همچنین ما قصد داریم به ایده ها و دیدگاه هایی در خصوص تنش های زیستی دست یابیم.

 منبع

Rubén Alcázar, Marta Bitrián, Xavier Zarza and Antonio F. Tiburcio. Polyamine metabolism and signaling in plant abiotic stress protection. Recent Advances in Pharmaceutical Sciences II, 2012: 29-47 ISBN: 978-81-7895-569-8 Editors: Diego Muñoz-Torrero, Diego Haro and Joan Vallès.



[1] Up regulate


موضوعات مرتبط: فیزیولوژِی گیاهی، ،
برچسب‌ها:
[ یک شنبه 6 مهر 1393برچسب:علف گوش موشی: مدلی برای تحقیق پلی آمین , ] [ 15:16 ] [ حمیدرضا قاسمی ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 47 صفحه بعد

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کارشناس علوم گیاهی، کارشناس ارشد بوم شناسی گیاهی و دانشجوی دکتری فیزیولوژی گیاهی دانشگاه اصفهان
آرشيو مطالب
مهر 1393
مرداد 1393 خرداد 1393 ارديبهشت 1393 بهمن 1392 دی 1392 مهر 1392 شهريور 1392 تير 1392 خرداد 1392 ارديبهشت 1392 فروردين 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 شهريور 1391 مرداد 1391 تير 1391 خرداد 1391 فروردين 1391
امکانات سایت

   آی پی رایانه شما :

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 19
بازدید دیروز : 214
بازدید هفته : 1852
بازدید ماه : 19
بازدید کل : 224547
تعداد مطالب : 141
تعداد نظرات : 12
تعداد آنلاین : 1